محمد مهدى ملايرى

307

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آنچه مسكويه نقل كرده ترجمه قسمتهايى از كتاب يا رساله‌اى است كه قسمتهاى ديگرى از آن در ضمن متون پهلوى به نام « اندرز آذرباد مارسپندان » موجود است . به اين نام و عنوان دو قطعه در متنهاى پهلوى ديده مىشود ، يك قطعهء آن در صفحه‌هاى 58 تا 71 متون پهلوى چاپ جاماسب اسانا « 1 » ، و ديگرى در صفحه‌هاى 153 - 144 ، ج 2 ، از همان متون پهلوى به چاپ رسيده است . قطعهء اول پهلوى به نام « اندرز انوشروان آذربد مارسپندان » به فارسى ترجمه شده « 2 » ، و قطعهء دوم با عنوان « واژه‌اى چند از آذربد مارسپندان » « 3 » . و در مقدمه آن آمده كه اين متن از روى مجموعهء M . K . كه به سال 1322 ميلادى به دست مهر آبان كيخسرو نامى رونويس شده تهيه گشته است . قطعه اول اندرز آذرباد است به پسرش زرتشت ، و از نوع اندرزهايى است كه معمولا پدرى براى تربيت فرزندش مىنوشته ، و چنان كه سابقا گفتيم هم در ادبيات ساسانى رواج داشته و هم پس از آن در ادبيات عربى و فارسى رواج يافته است . و قطعهء دوم وصيتى است از او در هنگام مرگ كه شامل سخنانى حكمت‌آميز در پند و اندرز است . قطعهء اول چنين آغاز مىشود : « اين پيدا ( ست ) كه آذربد را فرزندى تنىزاد نبود و از آن پس اعتماد به يزدان كرد ، دير نيامد كه آذربد را فرزندى بود ، پس درست خيمى زرتشت اسپيتمان را ، زرتشت نام نهاد و گفت كه خيز پسر من تا ( ت ) فرهنگ آموزم » . و آغاز قطعهء دوم چنين است : « اين واژه‌اى چند ( ست از ) آذربد مارسپندان ( كه ) اندر هنگام درگذشت به جهانيان گفت و آموخت » . از دو قطعه عربى هم يك قطعه آن مسلما از اندرز آذربد به پسرش زرتشت است زيرا اصل قطعه با عبارت « يابنى » ( اى فرزند من ) شروع مىشود و مسكويه هم در مقدمه آن گويد كه اين را آذربد در نصيحت فرزندش گفته

--> ( 1 ) . Pahlavi Texts , edited by Dastur Jamaspji Minocheher Ji Jamasp - Asana , Bombay . 1913 ( 2 ) . نشريه دانشكده ادبيات تبريز شماره زمستان سال يازدهم - اندرز آذربد مارسپندان متن پهلوى با ترجمه فارسى از ماهيار نوايى استاد دانشگاه تبريز ، ص 528 - 518 . ( 3 ) . نشريه دانشكده ادبيات تبريز ، سال سيزدهم شماره بهار ترجمه از ماهيار نوابى .